سفارش تبلیغ
صبا

دوستدار علمدار

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ دوستدار علمدار خوش آمد میگویم ... شهید علمدار : بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه می باشد، باشند چون دشمنان اسلام کمر همت بسته اند ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند..

اربعین ارباب تسلیت باد

 

السلام علی الحسین

وعلی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

 

التماس دعا



[ چهارشنبه 91/10/13 ] [ 7:22 عصر ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

عاشورا می خوانیم

 خود

و به نیابت از طرف تمام کسانی که بر گردن ما حق دارند

ولو به سلامی و کمتر از سلامی

پدر و مادرمان

اموات

صلحا

شهدا

امام شهدا

شهید همت،علمدار،بابایی،برونسی،حمید باکری،مهدی باکری،چمران،شیرودی،کشوری و...

.

یازهرا

یازهرا

یازهرا

.

یا صاحب الزمان

.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

استغفر االله الذی لااله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه

.

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یابن رسول الله

السلام علیک یابن امیرالمومنین و ابن سید الوصیین

السلام علیک یابن فاطمة سیدة نساء العالمین

السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره والوتر الموتور

السلام علیک و علی لارواح التی حلت بفنائک

علیکم منی جمیعا "سلام الله ابدا" ما بقیت و بقی الیل و النهار

یااباعبدالله

.

.

.

.

السلام علی الحسین

و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

.

.

هر که دارد هوس کرببلا بسم الله

عاشورا می خوانیم

از اولین روزمحرم ارباب تا اربعین حسین(ع)

دعا برای فرج صاحبمون فراموش نشه

التماس دعا

   

 

 

 

 

 



[ پنج شنبه 91/8/25 ] [ 5:31 عصر ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

حاجیان جمعند دور هم همه

پس کجا رفته حسین فاطمه

حاجیان رفتند یکسر در منا

پس چرا او رفته سوی کربلا

او به جای موی سر،سر میدهد

قاسم و عباس و اکبر میدهد

سعی حج او صفا با خنجر است

مروه اش قبر علی اصغر است

     



[ جمعه 91/8/5 ] [ 7:26 عصر ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

امروز روز ورود کاروان اسرای کربلا به مجلس یزید ملعون است

امروز روزیست که چوب خیزران بر لب و دندان حسین زدند

امروز روزیست که آن مرد شامی دختر امام حسین را برای کنیزی میخواست

امروز روزیست که...

وای اگر زینب نبود

که اگر نبود دختر امام به کنیزی میرفت

که اگر نبود خون امام پایمال میشد

که اگر نبود یزید رسوا نمیشد

که اگر نبود ...

 



[ سه شنبه 90/10/6 ] [ 1:58 عصر ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

10 ویژگی امام حسین(ع) از زبان ولی عصر‌(عج)

خبرگزاری فارس: مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(ع) می‌آورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(ع) بیان شده است.

خبرگزاری فارس: 10 ویژگی امام حسین(ع) از زبان ولی عصر‌(عج)

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیک‌ترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفته‌هایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده می‌شود، می‌توان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(ع) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(ع) است.
امام حسین (ع) نیز به دلیل اثرگذاری خاصی که در مکتب شیعه دارد، و چگونگی زندگی، قیام و شهادتی که داشت، بسیار مورد سؤال امامان بعد از خود قرار گرفت تا شناخت شیعیان از امام سوم خود، بیشتر شود و هر یک از اولاد معصوم ایشان نیز به دنبال ارائه بهترین توصیف در باره شخصیت نورانی سیدالشهدا(ع) بودند. در این نوشتار به صورت خلاصه، سعی شده تا به مناسبت اربعین حسینی، اظهارات حضرت ولی عصر(عج) در باره جد شهیدشان برای بازشناسی شخصیت امام حسین (ع) ارائه شود.
از بهترین توصیفاتی که راجع به حضرت امام حسین (ع) شده، زیارتنامه‌ای است منسوب به حضرت ولی عصر(عج). مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ خود «نفس المهموم» عباراتی از این زیارت را بدون هیچ تردیدی به حضرت مهدی(عج) نسبت می‌دهد، آنجا که امام مهدی(عج) می فرماید:
«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً و لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّة عَضُداً وَ فِی الّاعَهة مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»؛ تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازویی بودی، در طاعت خدا تلاش‌گر و نسبت به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر می‌تافتی، آه می‌کشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است، با دیده وحشت‌زدگان بدان نگاه می‌کردی.
حضرت مهدی(عج) در این عبارات، جد بزرگوار خویش را با 10 عنوان توصیف می‌کند:
1. امام حسین(ع)، فرزند سول خدا (ص) بود، او نواده پیامبر اکرم به شمار می‌رفت، و رسول خدا او را فرزند خویشتن می‌خواند.
2. او سند و پشتوانه قرآن بود. قرآن، با اتکا به وجود مقدس امام حسین(ع)، در جهان استقرار و گسترش یافت و هر آنچه را که قرآن کریم، در قالب الفاظ، بیان فرموده در وجود مطهر حسین(ع) رؤیت و مشاهده می‌شود.
3. آن حضرت بازوی امت بود، امت اسلامی با وجود حضرت حسین(ع) دارای بازویی پر توان و قدرتمند بوده و هست و به همین دلیل می‌تواند همه قدرت‌های ضد خدایی را در هم بشکند و نابود سازد.
4. امام حسین(ع) در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. دعا، نیایش، ابتهال، نماز و مناجات شبانه وی در تاریخ، ضبط شده و خود مایه اعجاب آدمی است.
5. آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق بود. عهد و پیمان با خداوند یا با مردم را هرگز نقض نکرد و ثابت و استوار روی پیمان خویشتن می‌ماند و وفا می‌کرد.
6. او از راه و روش فاسقان و فاجران رویگردان بود. هرگز روی به آنان نیاورد و تمایل به سوی آنان نکرد و چطور ممکن است کسی که فناء‌فی‌الله پیدا کرده به مخالفان فرمان پروردگار روی بیاورد و به آنان تمایل پیدا کند؟!
7. امام حسین (ع) دردمندانه آه می‌کشید، چون ناله کسی که سخت به رنج و زحمت افتاده و بار سنگینی از غصه و اندوه در دل دارد و در سینه‌اش جراحتی التیام‌ناپذیر است.
8. رکوع‌ها و سجده‌های طولانی داشت، مدت‌ها در حال رکوع و سجود می‌ماند و ذکر خدا می‌کرد. به نظر می‌رسد که این جمله، رمز شوق عمیق و ریشه‌دار آن بزرگوار به معبود و محبوب حقیقی‌اش خداوند متعال است و چون از خلوت با خدا و انس به ذات لایزال او لذت می‌برد از این رو سجده را ـ که خلوت با خداست ـ طول می‌داده و احساس خستگی نمی‌کرده است.
9. سیدالشهداء (ع) نسبت به دنیا زاهد، بی‌رغبت و بی‌علاقه بود دنیا در نظر مبارک و خدابین آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ و بهایی نداشت، چنان از دنیا اعراض کرده بود که گویا به کلی از آن برکنده شده و قدم در سرای ابدی و جهان آخرت گذاشته است.
10. آنجا که نظر دیگران نظر خریداری و نگاه عاشقانه بود، نظر آن بزرگوار به دنیا نظر انسان وحشت‌زده بود و نگاهش، نگاه دل‌بریدگان از آن، و بالاخره او از دنیا و زرق و برق آن در فرار بود که این چیزها در چشم انسان دریادلی چون امام حسین(ع) کمترین فروغی ندارد.



[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 10:52 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

این الطالب بدم المقتول بکربلاء؟
مهدی موعود(عج) در کلام سیدالشهدا(ع)

خبرگزاری فارس: امام حسین(ع) می‌فرماید: میان ما اهل‌بیت 12مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نُهمین فرزند من است؛ و اوست قیام کننده به حق... براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا برمى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند.

خبرگزاری فارس: مهدی موعود(عج) در کلام سیدالشهدا(ع)

به گزارش خبرنگار‌ آیین و اندیشه فارس، وجود مقدس امام زمان(عج) در اعتقاد شیعی به عنوان «خونخواه کشته کربلا»(1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند(2) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر این‎گونه سر سلامتى مى‏دهند: «اعظم ‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع) و جعلنا و ایاکم من‏ الطالبین بثاره مع ولیه ‏الامام ‏المهدى من آل محمد» (3)
(خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت ‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد.)
در یک کلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتى که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان‎بخش آن حضرت بقیة‏ الله‏ الاعظم(ع) است.
در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند، از همین رو مناسب دیدیم که در ایام اربعین سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزش‌مندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

* نسب مهدى(عج)

حضرت اباعبدالله ‏الحسین(ع) در روایت‌هاى متعددى به این موضوع که حضرت مهدى(عج) از فرزندان و نوادگان ایشان است، اشاره کرده‏اند که از جمله آنها روایتى است که در زیر آمده است:
«دخلت على جدى رسول‏الله(ص) فاجلسنى على‏ فخذه و قال‏لى: ان‏الله ‏اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلّهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)
(بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو 9 امام را برگزیده است که نُهمین نفر از ایشان قیام‏کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.)
این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نُهمین نواده اوست در روایات بسیارى که از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏شده، آمده است و هرگونه شک و تردید نسبت‏ به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان و آخرین ذخیره الهى را برطرف مى‏سازد.
«دخلت‏ على ‏النبى(ص) فاذا الحسین على فخذه و هو یقبل عینیه و فاه و یقول: انت ابن‌سید، انت امام ‏ابن‏امام، انت ‏حجّة‏ ابن‎حجّة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)
(بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالى که حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشم‌ها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى، تو پدر حجت‌هاى نُه‏گانه‏اى، از نسل تو نُهمین حجت و قیام‏کننده آنان بر خواهد برخاست.»

* عدالت‏گسترى مهدى(عج)

عدالت و تشکیل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمان‌هاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى که از زندگى انسان بر کره خاک مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت ‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده‏اند؛ اما جز در مقاطع کوتاهى از زندگى بشر و آن‎هم در سرزمین‌هاى محدود هرگز این آرمان به درستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.
با توجه به همین موضوع در روایت‌هایى که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکى از بزرگ‌ترین رسالت‌هاى امام مهدى(عج) برشمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حکومت او امکان‏پذیر دانسته‏اند.
از جمله این روایت‌ها روایتى است که از حضرت اباعبدالله‏ الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:
«لولم‎یبق من ‏الدنیا الا یوم واحد، لطوّل‏ الله عزّوجلّ ذلک الیوم حتى یخرج رجل من‏ ولدى، فیملأها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً، کذلک سمعت رسول‏الله(ص) یقول‏» (6)
(اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند که مردى از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده است پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.)
پیامبر گرامى اسلامى(ص) نیز قیام عدالت‌گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان مى‏کنند:
«... و جعل من صلب‏ الحسین(ع) ائمة یقومون بامرى... التاسع منهم قائم اهل بیتى، مهدى‏ امتى، اشبه‏ الناس بى فى شمائله و اقواله و افعاله، یظهر بعد غیبة طویلة و حیرة مظلّة، فیعلن امر الله و یظهر دین‏ الله... فیملأ الارض قسطاً و عدلاً، کما ملئت جوراً و ظلماً.» (7)
... خداوند از فرزندان امام حسین، امامانى قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مى‏دارند. نُهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبیه‏ترین مردمان است‏ به من در سیما و گفتار و کردار. پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ظاهر مى‏شود، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار مى‏سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.)

* صابران در غیبت مهدى(ع)

یکى از ارکان انتظار فرج صبر و پایدارى است و انسان منتظر در واقع کسى است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل مى‏کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت‏ بسیارى براى صبرپیشگان در زمان غیبت‏ برشمرده شده است.
حضرت سیدالشهداء(ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تکلیف الهى است، در بیان مقام منتظرانى که صبر و شکیبایى پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایدارى مى‏ورزند، مى‏فرماید:
«منّا اثنا عشر مهدیاً، اولهم امیرالمؤمنین على‎بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من ‏ولدى، و هو القائم بالحق، یحیى ‏الله به ‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین ‏الحق على‏ الدین کلّه، ولو کره ‏المشرکون. له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متى هذا الوعد ان کنتم صادقین» اما ان ‏الصابر فى غیبته‏ على‏الاذى و التکذیب بمنزلة ‏المجاهد بالسیف بین یدى رسول‏الله (ص)» (8)
(در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نُهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگرچه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا برمى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده به آنها مى‏گویند: «پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟» آگاه باشید آن که در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند، همانند کسى است که در مقابل رکاب رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.)
شاید بتوان گفت فضیلت‌هاى بى‏شمارى در روایات ما که براى منتظران فرج برشمرده‏اند به اعتبار همین صبر و شکیبایى و تحمل مشکلاتى است که منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏کنند. چنانکه در روایتى که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:
«... فلایستفرنک ‏الشیطان، فان ‏العزة ‏لله ‏و لرسوله و للمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على یرى من ‏الاذى و الخوف، هو غدا فى زمرتنا... » (9)
(شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است؛ لیکن منافقان نمى‏دانند، آیا نمى‏دانى کسى که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بیم‌ها و آزارهایى که مى‏بیند شکیبایى ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود... )

* خصال مهدى(عج)

امام مهدى(عج) عصاره و فشرده عالم هستى(10) و وارث همه انبیا و اولیای الهى است، و خداوند متعال همه خصال نیکویى را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایى دارد.
در زمینه آنچه گفته شد، روایت‌هاى بسیارى وارد شده که از جمله آنها مى‏توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله‏ الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:
«فى‏ القائم منّا سنن من ‏الانبیاء: سنّة من نوح، و سنّة من ابراهیم، و سنّة من ‏موسى، و سنّة من‏ عیسى، و سنّة من ایّوب و سنّة من محمّد(ص) فامّا من نوح فطول ‏العمر، وامّا من ابراهیم فخفاء الولادة و اعتزال الناس، وامّا من موسى فالخوف و الغیبة، وامّا من عیسى فاختلاف‏ الناس فیه، وامّا من ‏ایّوب فالفرج بعد البلوى، وامّا من محمّد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)
در قائم ما (اهل بیت) سنت‌هایى از پیامبران الهى وجود دارد، سنتى از نوح، سنتى از ابراهیم، سنتى از عیسى، سنتى از ایوب و سنتى از محمّد(ص). از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده‏ماندن ولادت و کناره‏گیرى از مردم، از موسى ترس و غیبت از جامعه، از عیسى اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختی‌ها و بلایا و از محمّد(ص) قیام با شمشیر را.

پی‌نوشت‌ها:
1- ر. ک: قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، دعاى ندبه، اصل عبارتى که در دعاى مزبور آمده چنین است: «این الطالب بدم المقتول بکربلاء».
2- ر. ک: همان، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل‏ الله الذى اکرم مقامک و اکرمنى ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد»
3- همان جا
4- القندوزى، سلیمان‎بن ابراهیم، ینابیع المودة، نجف، مکتبة ‏الحیدریة، 1411 ق، ص 590، به نقل از: موسوعة کلمات ‏الامام الحسین(ع)، قم، دارالمعروف، 1415 ق، ص‏659، ح 688.
5- حسینى ترمذى، محمد صالح، مناقب مرتضوى، ص‏139، به نقل از: قرشى، على اکبر، اتفاق در مهدى موعود 7، ص 35
6- الشیخ‏ الصدوق، کمال‏ الدین و تمام ‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1359 ق، ج 1، ص‏317، ح 4 به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح‏693
7- همان، ج 1، ص‏257، به نقل از: حکیمى، محمد، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، 1374، صص‏36-35
8- همان، ج 1، ص‏317، به نقل از موسوعة کلمات‏ الامام ‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703
9- الکلینى، محمدبن‏ یعقوب، الکافى، ج 8، ص‏37، به نقل از حکیمى، محمد، همان، ص‏293
10- در برخى از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسیر شده است
11- علم ‏الیقین، ج 2، ص‏793، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، صص‏669- 668، ح 710




[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 10:51 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

«منتقم خون حسین» در کلام سیدالساجدین(ع)

خبرگزاری فارس: امام سجاد(ع) در کتاب شریف «صحیفه سجادیه» مضامین بلند عرفانی و سیاسی را با هم در آمیخت و جای تعجب ندارد که ایشان از «مهدی(عج)» منتقم خون پدر بزرگوارش با عناوینی همچون «وأقم به سنن رسولک»، «وابسط یده علی اعدائک» و «وعجّل الفرج» یاد کند.

خبرگزاری فارس: «منتقم خون حسین» در کلام سیدالساجدین(ع)

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، کتاب ارزشمند صحیفه سجادیه، مجموعه‌ای از ادعیه و نجواهای امام چهارم شیعیان، حضرت علی بن الحسین (ع) را شامل می‌شود.
این کتاب شریف به «انجیل اهل بیت» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن» معروف است و آیت‌الله مرعشی نجفی آن را دومین کتاب بزرگ شیعیان می‌داند!

صحیفه سجادیه در قالب دعا و نیایش، مفاهیم عمیق و حقایق بسیاری از علوم و معارف اسلامی و عرفانی، قوانین و حدود شرعی و حتی مسایل سیاسی، اجتماعی، تربیتی و اخلاقی را در خود جای داده است؛ تا جایی که تعالیم دینی امام سجاد‌ علیه السّلام در قالب ادعیه موجود می‌تواند به تأسیس اندیشه سیاسی، گرایش سیاسی و رفتار سیاسی بینجامد.

یکی از نکات جالبی که در این کتاب ارزشمند وجود دارد، ادعیه‌ای است که در باره انتظار و منجی مطرح شده است و ایشان صراحتاً از منتقم خون پدر بزرگوارش یاد می‌کند.
در روایتی آمده است: ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه‏السلام پرسید: «آیا شما خاندان پیامبر، همگی به حق قیام نمی‏کنید و قائم به حق نیستید؟» فرمود: «آری». عرض کرد: «پس چرا لقب «قائم» تنها به یکی از شما گفته می‏شود؟» حضرت فرمود: «هنگام شهادت امام حسین علیه‏السلام فرشتگان بی‏تابی کرده، به خدای سبحان عرض کردند: ای مولای ما! آیا قاتلانِ بهترین انسان‏های روی زمین را به حال خودشان رها می‏کنی و آنها را کیفر نمی‏دهی؟ خداوند فرمود: آرام باشید! به عزت و جلالم سوگند که بی‏شک از آنان انتقام می‏گیرم. سپس امامانی را از نسل سیّدالشهدا علیه‏السلام، به فرشتگان نشان داد و آنان شادمان شدند. خداوند یکی از آنان را که در حال قیام به نماز بود نشان داد و فرمود: با این مرد ایستاده (قائم) از آنها انتقام خواهم گرفت».

قطعات 60، 61، 62 و 63 از دعای چهل‌وهفتم صحیفه و همچنین، قطعه یازدهم از دعای چهل‌وهشتم صحیفه سجادیه، ارتباط مستقیمی با امام زمان(عج) و انتظار فرج آن حضرت دارد، که متن آن با ترجمه علی شیروانی در پی می‌آید:


* قطعه 60 از دعای چهل‌وهفتم:


ـ اللهم انّک ایّدت دینک فی کل اوانٍ بامام اقمته علماً لعبادک، ومناراً فی بلادک بعد أنْ وصلت حبله بحبلک، وجعلته الذّریعة الی رضوانک، و افترضت طاعته، وحذّرت معصیته، وأمرت بامتثال اوامر، والانتهآء عند نهیه، واَلّا یتقدمه متقدم، ولا یتاخّر عنه متأخر فهو عصمة اللائذین، وکهف المؤمنین وعروة المتمسّکین، و بهاء العالمین.

ـ بار الها! تو در هر زمان دین‌ات را به وسیله امامی تأیید کردی و او را نشانه هدایت بندگانت، و مشعلی تابناک در شهرهایت قرار دادی، پس از آن که رشته او را به ریسمان خود پیوند زدی، و او را وسیله دستیابی به خشنودی خود ساختی، و فرمانبرداریش را واجب کردی، و از نافرمانی‌اش بر حذر داشتی، و فرمان دادی که اوامرش را اطاعت، و نواهی‌اش را ترک کنند، و کسی بر او تقدم نجوید، و از او عقب نیفتد، که او پناه پناه‌آورندگان، ملجأ مؤمنان، دستاویز چنگ‌زنندگان، و روشنایی چشم جهانیان است.


* قطعه 61 از دعای چهل‌وهفتم:


ـ اللهم فاَوزعْ لولیّک شکرمآ انعمت به علیه، واوزعنا مثله فیه، واته من لدنک سلطاناً نصیراً، وافْتح له فتحاً یسیراً، واعنه برکنک الاعزّ،‌ واشْدد ازره، وقوّ عضده، وراعه بعینک، واحْمه بحفظک وانصره بملائکتک، وامدده بجندک الاغلب.

ـ بار الها! به ولی خود، شکر نعمت‌هایی را که به او عطا کرده‌ای الهام فرما، و به ما نیز سپاس چنین وجودی را الهام نما، از جانب خود به او نیرویی یاری دهنده عطا فرما، و به آسانی درهای پیروزی را به رویش بگشا، و با قوی‌ترین استوانه‌هایت یاریش ده، پشتش را گرم، و بازویش را توانمند گردان، و به دیده خود مورد عنایتش قرار ده، و در کنف حفاظت خود حمایتش کن، و با فرشتگانت یاریش فرما، با نیرومندترین سپاهت به او مدد رسان.


* قطعه 62 از دعای چهل‌وهفتم:


ـ واقم به کتابک وحدودک وشرآئعک وسنن رسولک، واَحْی به ما اماته الظالمون من معالم دینک، واجل به صدآء الجور عن طریقتک، وابن به الضّراء من سبیلک، وازل به النّاکبین عن صراطک، وامحق به بغاة قصدک عوجاً.

‌ـ توسط او کتاب و حدود و احکام و سنت‌های پیامبرت را به پا دار، و توسط او آن نشانه‌های دین‌ات را که ستمگران از بین برده‌اند احیا کن، و به وسیله او تیرگی ستم را از راه خود پاک ساز، و سختی راه خود را برطرف ساز، و آنان را که از راهت منحرف شده‌اند از سر راه بردار، و کسانی را که می‌خواهند کژی پدید آورند؛ نابود کن!


* قطعه 63 از دعای چهل‌وهفتم:


ـ واَلن جانبه لاولیآئک، وابسط یده علی اعدائک، وهبْ لنا رأفته، ورحمته وتعطّفه وتحنّنه، واجعلنا له سامعین مطیعین، وفی رضا ساعین، والی نصرته والمدافعه عنه مکنفین، والیک وإلی رسولک بذلک متقرّبین.

ـ و دل او را بر دوستانت نرم گردان، و دست قدرتش را بر دشمنانت بگشا، و رأفت و مهربانی و عطوفت و لطفش را نصیب ما گردان، و ما را مطیع او قرار ده، و در راه خشنودی او پر تلاش، و در نصرت و دفاع از او یاری‌رسان گردان، تا بدین وسیله به سوی تو و پیامبرت تقرب جویم.


* قطعه 11 از دعای چهل‌وهشتم:

ـ اللهم صلّ علی محمدٍ وال محمدٍ، إنک حمیدٌ مجیدٌ، کصلواتک وبرکاتک وتحیّاتک علی اصفیائک ابراهیم وال ابراهیم، وعجّل الفرج والرّوح والنّصرة والتّمکین والتّایید لهم.

ـ بار خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، که تو ستوده و بلند مرتبه‌ای، همانند درودها و برکت‌ها و تحیاتت بر برگزیدگانت، ابراهیم و آل ابراهیم، و در فرج، آسایش، یاری، تمکین و تأیید آنان تعجیل فرما.



[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 10:49 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

 

 مسیر کاروان اسرای کربلا

ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 10:39 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز

خبرگزاری فارس: به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهدا (ع) پیشنهاد حمله می‌شود، آن حضرت پس از چند نوبت گفت‌وگو، جنگ را یک روز به تأخیر می‌اندازند و می‌فرمایند «إِنّی أَحِبُّ الصَّلاةَ».

خبرگزاری فارس: چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز

به گزارش خبرگزاری فارس، بارها شنیده‌ایم که اباعبدالله الحسین علیه‌السلام برای اقامه نماز و احیای دین جد بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم قیام کرده‌اند و حاضر شدند در این راه هزینه‌های زیادی بپردازند تا اسلام زنده بماند، شاید یکی از سوالاتی که ذهن برخی از ما را به خود مشغول کرده باشد، این است که مگر نماز چه اهمیتی دارد که امام حسین علیه‌السلام برای احیا و اقامه آن به شهادت رسید، واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی نماز این گونه به این سوال پاسخ می‌دهد:

جلوه‌هایی از جایگاه نماز در قیام عاشورا 

هر چند سخن در این زمینه فراوان است، لکن به اختصار به بیان آن می‌پردازیم:

- امام حسین (ع) اقامه کننده نماز
بعد از سلام‌های مکرر در زیارت وارث و بیان وراثت انبیاء اولین شهادتی که در مورد امام حسین علیه‌السلام می‌دهیم، عبارت است از این جمله است «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ»[1] به راستی این اقامه نماز چیست که در زیارت‌های مختلف همچون زیارت جامعه کبیره و غیره نسبت به اهلبیت اقرار می‌کنیم ؟
در جواب باید گفت یک وقت انسان نماز را می‌خواند، ولی یک وقت نماز حقیقی را به مردم معرفی می‌کند، در قرآن کریم از کسانی که نماز را اقامه می‌کنند، مذمت نشده بر خلاف عده‌ای از نمازگزاران که در قرآن تعابیری همچون ساهون و کسالی آمده است، پس «عمر سعد» نماز گزار است، لکن نماز گزار صوری، ولی آنکه نمازی که در جامعه اسلامی با تبلیغات یزیدی بر زمین خورده است، را دوباره روی پای خود می‌ایستاند، امام حسین علیه‌السلام است.

- دعوت کوفیان از امام حسین (ع) بر اساس نماز
همه انسان‌ها فطرتاً دوستدار حق و حقیقتند و قدرت تشخیص دارند، مردم  کوفه که برای مدت چند سال نماز امیرالمؤمنین علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام را در کوفه دیده بودند، با نماز بی‌روح و درباری حاکم کوفه مقایسه کرده، در اولین نامه به امام حسین(ع) نوشتند که ما حاکم کوفه را قبول نداریم، پشت سر او نماز نمی‌‏خوانیم، او نماز جماعت و جمعه را برای دربار خود اقامه می‏کند نه مردم![2]

-شروع حرکت از مسجد النبی صلی الله علیه وآله
بعد از آن که امام حسین علیه‌السلام حاضر به بیعت با ولید در مدینه نگردید، در شب 28 رجب سال شصت هجری، نیمه شب به مسجد النّبی آمد، نماز خواند و با قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خداحافظی کرد که بعد از نماز در حال سجده امام به خواب رفت و پیامبر در عالم خواب او را به سینه چسبانید و خبر شهادت را به او داد.[3]

- تبلیغات امام حسین در مسجد الحرام
امام بعد از آنکه به مکه آمد، شروع به آگاه سازی مردم از حرکات ضد اسلامی یزید کرد و آنچه مهم است این که بیشتر تبلیغات و ملاقات‏های امام حسین علیه‌السلام در مکّه در مسجد الحرام بود.

- سخنرانی‌ها کنار نماز
از آنجا که تمام سخنان امام حسین(ع) از مکّه تا کربلا در هر منزلی بعد از نماز بوده است،[4] خود نشان‌گر محوریت نماز در همه امور است که به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم:

1-سخنرانی امام (ع) برای سپاه حر وقت نماز
امام حسین علیه‌السلام هنگامی که در مقابل سپاه حر قرار گرفت، به «حجاج بن مسروق» فرمودند «اذان بگو»، سپس حضرت به موعظه سپاه حر پرداختند، آنگاه به حر فرمودند «تو با یارانت نماز می‌خوانی؟»، حر گفت «خیر به شما اقتدا می‌کنیم». [5]

2- نماز صبح عاشورا و سخنرانی بعد از آن
بعد از آن که سید سالار شهیدان علیه السلام نماز صبح عاشورا را خواند، آن گاه برای اصحاب سخنرانی کرد و آنان را به صبر تشویق کردند.[6]

3- سخنان امام (ع) پس از نماز ظهر عاشورا
امام بعد از نماز ظهر یاران خود را به بهشت بشارت داد و فرمود «پیامبر اکرم و شهدای اسلام منتظر ورود شما به بهشت هستند، پس از دین خدا حمایت کنید».[7]

- تقاضای تأخیر جنگ به خاطر نماز
در روز نهم محرّم، «عمر سعد» و دیگر سران نظامی تصمیم گرفتند که با یک حمله عمومی کار را یکسره کنند، حرکت لشگرها و بالارفتن گرد و غبارها همه را متوجّه خود ساخت، امام حسین‏ علیه‌السلام برادرش حضرت عبّاس‏ علیه‌السلام را فرستاد تا علّت حرکت سپاه دشمن را بداند.
قال الامام الحسین‏ علیه‌السلام: یا عبَّاسُ! اِرْکَبْ بِنَفْسی أَنْتَ - یا أَخی - حَتَّی تَلْقاهُمْ فَتَقُولَ لَهُمْ: ما لَکُمْ؟ وَما بَدالَکُمْ؟ وَتَسْأَلْهُمْ عَمَّا جاءَبِهِم؟.
امام حسین‏ علیه‌السلام فرمود «برادرم تو به جای من سوار شو و به نزد اینان برو و به ایشان بگو چیست شما را و چه می‏خواهید؟ و از سبب آمدن ایشان پرسش کن»، حضرت عبّاس علیه‌السلام رفت، بازگشت و فرمود «می‏گویند یا با یزید بیعت کن و یا آماده نبرد باش».
حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام به برادر فرمود « اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفارِ»؛ «به سوی آنان بازگرد و تلاش کن جنگ را به فردا واگذاری تا ما امشب را نماز بخوانیم و به دعا و استغفار بگذرانیم، خدا می‏داند من از کسانی هستم که نماز و قرآن خواندن و زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم»[8]، طبری نیز همین را نقل می‌کند.

- شب عاشورا
امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید «پدرم در شب عاشورا تا صبح مشغول نماز، قرآن و استغفار بود و همچنین اصحاب او تا صبح یا درحال رکوع بودند یا در حال سجده و دعا به حدی که 32 نفر از لشکر «عمر سعد» به جمع یاران امام پیوستند». [9]

- تاثیر عبادت و نماز
عبادت‌ها و نمازهای در طول راه و نیز در شب عاشورای حسین و اصحاب گرامی‌اش حرّ و عده‌ای دیگر را به سوی حق رهنمون کرد و در مسیر راه نیز «زهیر بن قین» و عده‌ای را به جانب حق کشانید و همچنین در شب عاشورا که بیان شد، آری! این کشتی نجات تا پایان دنیا در حرکت است‌، تا غرق شدگان بحر معاصی را از هلاکت و نابودی نجات دهد.

- اذان در عاشورا

1- اذان نماز (اهتمام به اذان)
صبح عاشورا حضرت امام حسین علیه‌السلام خود اذان و اقامه گفته و نماز صبح را با اصحابشان خواندند
و هم چنین اذان ظهر را نیز حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام گفتند. (توجّه به مستحبّات در سخت‏ترین شرایط)، قابل توجه است که اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در صبح روز عاشورا آخرین روز عمرش‍ اقتدا به پدر بزرگوار خود کرده و همان گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان خود اذان گفتند، امام حسین علیه‌السلام هم در صبح عاشورا با داشتن مؤذن مخصوص خودشان اذان گفتند.

2- اذان ظهر عاشورا
... آن گاه به یاران فرمود «سَلُوهُمْ أَنْ یَکُفُّوا عَنَّا حَتَّی نُصَلّی»؛ «به کوفیان بگوئید، دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم»، کوفیان مخالفت کردند، حضرت اباعبدالله‏ علیه‌السلام خود اذان گفت، وقتی اذان تمام شد، خطاب به «عمر سعد» فرمود « یابْنَ سَعْدٍ اَنَسیتَ شَرایِعَ الْاِسْلامِ، اَلاتَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّی نُصَلّی وتُصَلُّونَ وَنَعُودَ إلی الْحَرْبِ»؛ «وای بر تو ای پسر سعد! آیا احکام اسلام را از یاد بردی؟ آیا جنگ را متوقّف نمی‏کنی تا ما نماز خود را و شما نماز خود را بخوانید و سپس به پیکار برگردیم؟»
عمر سعد جواب نداد، امام‏ علیه‌السلام فرمود «شیطان بر او چیره شده است»[10]
شخصی به نام «حجاج بن مسروق» همین که از هجرت امام حسین(ع) به مکّه آگاه شد، به مکه رفت و از آنجا تا کربلا همراه و مؤذّن حضرت(ع) بود و در عاشورا شهید شد، او اهل کوفه و از یاران حضرت علی (ع) بود، قبل از شهادت به میدان رفت، ضربه‏ها دید و بدنش غرق در خون خدمت امام آمد و گفتگویی کرد و به جبهه برگشت و شهید شد.[11]

3- اذان گفتن حضرت علی اکبر علیه‌السلام
بعد از رویارویی با لشکر «حر» و گفتگوهای به عمل آمده در وقت نماز، امام حسین علیه‌السلام به فرزندشان فرمودند «اذان بگو »[12] که به سپاه کوفه نشان دهند، خود و خانواده آنها اقامه کننده نمازند.

-تجلیل از یاد نماز در روز عاشورا

«ابن اثیر« در «کامل» می‌‌نویسد « «ابو ثمامه صائدی» چون جنگ روز عاشورا را شدید دید، عرضه داشت‌ «من دوست دارم، پروردگارم را ملاقات کنم‌، در حالی که نماز ظهر را خوانده باشم‌»، حضرت فرمود «نماز را یادآوری کردی‌، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد، از این قوم بخواهید، لحظه‌ای دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم‌»[13]

-اقامه نماز در ظهر روز عاشورا

امام هنگام نماز به «زهیر بن قین» و «سعید بن عبدالله» فرمود «تَقَدَمَّا اَمامی حَتَّی اُصَلِّیَ الظُّهْرَ»؛ «شما دو نفر جلو بایستید تا من نماز ظهر را بخوانم»، بدون شک امام حسین (ع) می‌توانست نماز ظهر را به صورت فرادا و در خیمه خود بخواند، اما پیش روی دشمن نماز سید سلار شهیدان (ع) در ظهر عاشورا غیر از جنبه معنوی‌،دارای بعد سیاسی و اجتماعی نیز بود؛ یعنی اگر عاشورا عالی‌ترین و ناب‌ترین جلوه‌های ارزش الهی و انسانی‌، نقطه اوج و قله رفیع تابناک‌ترین آموزه‌ها و مفاهیم ولایت است‌ و اگر عاشورا را تحقق آرمان‌ها و تبلور صداقت اسلام بدانیم‌، پس نماز ظهر عاشورا نماینده تمام عیار ارزش و اعتبار است که نماز در این مکتب آسمانی دارد و از این منظر نماز ظهر عاشورا پیام نهضت حسین (ع) را دارد.
پس نماز چنان که ستون دین است‌، یکی از ارکان و مؤلفه‌های نهضت حسینی نیز می‌باشد،
نماز ظهر عاشورا روایتی است که از جنس آسمان که هر صاحب دلی را متحیّر می‌کند و به تحقیق‌، در مقام عمل بالاترین تأکید و سفارش بر اهمیت جایگاه فریضه نماز است‌.
گرمای شدید هوا، تشنگی فراوان‌، بی‌شرمی دشمنان‌، خطر تیرها و یورش‌های بی‌امان‌، اندوه شهادت یاران و بسیاری از علل و عوامل دیگر، هیچ کدام در آن روز تاریخی نتوانست کوچک‌ترین خللی در برپایی این فریضه مقدس ایجاد کنند و امام (ع) این گونه راه را بر همه بهانه‌گران و مستمسکان برای ترک نماز بست و اهمیت و عظمت‌ آن را یادآور شد.
از سوی دیگر، امام حسین (ع) با نماز ظهر عاشورایش به تمام وجدان‌های بیدار ثابت کرد که هدف او از بر پایی نهضت عاشورا «دین خواهی‌» و عمل به تکلیف بوده است و نه خواسته‌های دنیوی و هواهای نفسانی‌.
امام (ع) با اقامه نماز ظهر عاشورا، صداقت‌، خلوص‌، ایمان و اصالت خود را به ‌عنوان رهبری الهی به اثبات رسانید، نماز ظهر عاشورا تفاوت بزرگ نهضت عاشورا به عنوان یک نهضت الهی با سایر نهضت‌ها است‌ و نکته دیگری که در این باب شایان ذکر است‌، آن که سپاهیان یزید - که خود را خلیفه مسلمین معرفی می‌کرد - با حمله به امام (ع) و عدم رعایت حرمت نماز، ماهیّت پلید و ضد دینی خود را برملا کردند و خود موجبات رسوایی خود را فراهم آورند.

نازم به قیام و قامت والایت
هنگامه عشق‌، چشم چون دریایت‌
خاموش در آن میانه غوغا کردی
نازم به نماز ظهر عاشورایت‌
نکته دیگر اینکه هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا، 30 تیر به سوی حضرت رها شد، یعنی در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده تقریباً یک تیر به امام پرتاپ شد.

-عاشقان عاشورایی نماز

1- عشق مسلم به نماز
«مسلم بن عقیل» علیه‌السلام در آخرین شب از عمر خود که در منزل طوعه بود، شب را تا صبح نماز خواند.

2- «ابو ثمامه» و عشقبازی با نماز
او شخصیّت مهمّ کوفه و مسئول بیت‌المال و خرید اسلحه برای مسلم بوده است، او گفت دوست دارم نماز بخوانم و شهید شوم و در آخر هم هنگام اقامه نماز ظهر مقابل حضرت اباعبدالله علیه‌السلام قرار گرفت و شهید شد.

3- «سعید بن عبدالله»، اولین کشته نماز در کربلا
عموم مورخین گفته اند که «سعید بن عبدالله حنفی، سینه و سر و صورت خود را سپر آن حضرت و یاران او قرار داد تا نماز بخوانند و چون زخم‌ها بر بدن او فراوان شد و نتوانست، روی پای خود بایستد، بر زمین افتاد، در حالی که می‌گفت «خدایا! ایشان را همانند قوم عاد و ثمود از رحمت دور گردان و پیامبرت را از طرف من درود فرست و این درد و زخمی را که به من رسید به او ابلاغ فرما؛ که هدف من در این کار یاری فرزند پیامبر تو بود»، آن گاه روی خود را به سوی امام حسین علیه‌السلام کرد و عرض کرد «اوفیت یابن رسول الله»؛ «یعنی آیا به عهد خود وفا کردم؟»
امام حسین علیه السلام فرمود «نعم انت امامی فی الجنه»؛ یعنی «آری! تو در بهشت پیش روی من هستی»، به دنبال این سخن بود که روح از بدن او پرواز کرد و در بدن او سیزده تیر مشاهد کردند و این غیر از زخم‌ها و ضربه‌های بود که بر او وارد شد بود، رضوان الله وسلامه وبرکاته علیه وعلی من استشهد معه.

4-حبیب بن مظاهر
گفته‏اند آن هنگامی که امام حسین علیه‏السلام از آنان برای اداء نماز مهلت طلبید، «حصین بن تمیم» به حضرت او علیه‏السلام جواب گفت که این نماز از تو قبول نمی‏شود، «حبیب» در پاسخ آن بی‏ادبی گفت «آیا نماز از آل پیمبر خدا (ص) -به گمان تو- قبول نمی‏شود و از تو قبول می‏شود؟ ای شراب‏خوار یا ای مکار»، «حصین بن تمیم» برآشفت و حمله کرد، «حبیب» هم به او حمله کرد، ضربت شمشیر «حبیب» برخسار اسب حصین آمد، اسب او را از جا کند، از اسب افتاد، همراهانش او را برداشتند و از چنگال «حبیب» او را بیرون برده نجاتش دادند و «حبیب» بنا کرد به حمله کردن و رجز خواندن تا این که در همین حمله به شهادت رسید. [14]

5- حضرت ابوالفضل علیه‌السلام و آثار سجده
قاتل ابوالفضل(ع) در کوفه بر سر خود می‏زد و می‏گفت «جوان ماه رو را کشتم که میان دو چشمانش جای سجده بود»[15]

6- نماز و عبادت حضرت زینب علیهاالسلام
یکی از ویژگی‌های این بانوی بزرگوار اسلام حالت معنوی و ارتباط قوی او با آفریدگار جهان بود، به طوری که نقل کرده‌اند، حتّی در شب یازدهم محرم که شب شام غریبان بود، نماز شبش ترک نشد؛ منتهی به خاطر ضعفی که بر وی مستولی شده بود، نماز شب خویش را در آن شب نشسته خواند.[16]
مرحوم نقدی در کتابش آورده که «حضرت زینب علیها‌السلام در عبادت ثانی حضرت زهرا سلام الله علیها بود، تمام شب‌ها را به عبادت، تهجّد و تلاوت قرآن سپری می‌کرد»، وی هم چنین از برخی از بزرگان نقل می‌کند که در طول عمر تهجّد و شب زنده‌داری‌اش ترک نشده است، حتّی در شب یازدهم محرّم! امام زین العابدین علیه‌السلام می‌فرماید «در شب یازدهم محرم دیدم، نشسته نماز می‌خواند» نیز آن بزرگوار می فرماید «با این همه مصیبت و اندوهی که به ما روی آورده، اما در مسیری که به شام می‌رفتیم، نافله‌های شب عمه‌ام اصلاً ترک نشد»، امام حسین (ع) در آخرین وداع با خواهرش زینب به او فرمود «یا اختاه لاتنسینی فی نافلة اللّیل»، «خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن»، هم چنین از فاطمه دختر امام حسین (ع) چنین نقل شده که «عمّه‌ام زینب در شب دهم محرم در محراب عبادت مشغول مناجات بود و با خدا راز و نیاز می‌کرد، در حالی که چشمی از ما به خواب نرفته و ضجّه‌های ما آرام نشده بود»، نیز از امام سجاد علیه‌السلام نقل شده «هنگامی که ما را از کوفه به سوی شام حرکت می‌دادند ،عمه‌ام زینب مرتب نمازهای واجب و مستحب خویش را انجام می‌داد و در بعضی از منازل نمازش را نشسته می‌خواند، وقتی سبب را پرسیدم؟»، گفت «به خاطر گرسنگی و ضعف؛ زیرا سه شبانه روز غذا نخورده بود و سهم غذایش را در میان کودکان تقسیم کرده بود»[17]
 
نتیجه گیری :
نماز باید در جامعه، علنی اقامه شود «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ»، بدین جهت امام حسین علیه‌السلام با آنکه می‌توانست در خیمه نماز بخواند و با اینکه نمازش شکسته بود، در مقابل جمعیت نماز را به پاداشت، هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا 30 تیر به سوی حضرت رها شد؛ یعنی تقریباً در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده ، یک تیر به سوی امام پرتاب شد، دو نفر برای اقامه همین دو رکعت در خون خود غلطیدند، به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهدا علیه‌السلام پیشنهاد حمله می‌شود، آن حضرت پس از چند نوبت گفت‌وگو، جنگ را یک روز به تأخیر می‌اندازند و می‌فرمایند «إِنّی أَحِبُّ الصَّلاةَ» و نفرمود: می‌خواهم نماز بخوانم؛ بلکه فرمود «من نماز را دوست دارم». بسیاری از ما نماز می‌خوانیم، ولی چقدر مثل مولایمان حسین (ع) بدان عشق می‌ورزیم ؟
 
در هر نفسش سوز و گداز است حسین‌(ع)
سرچشمه هر راز و نیازی است حسین‌(ع)
می‌خواند نماز آخرین را در خون‌
یعنی که فدایی نماز است حسین‌(ع)
 
با بیان لازمه اقامه نماز توسط امام معصوم جواب پرسش‌های زیر مشخص می‌شود که :
چرا امام حسین علیه‌السلام نماز ظهر عاشورا را به جماعت برگزار کرد؟
چرا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام نماز جماعت را در خیمه برگزار نکرد و آن را بیرون از خیمه‌ها و در معرض دید دشمن خواند؟
چرا سید سالار شهیدان حاضر شد، این نماز را به قیمت جان دو نفر از بهترین رزمندگانش برگزار کند؟



[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 10:35 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر

نزدیک عملیات رمضان بود.
همه آماده می شدند برا عملیات و معمولا کسی مرخصی نمی گرفت تا بعد از عملیات.
ولی یه جوون اومد و گفت اگه امکانش هست اجازه بده من برم شهرمون.
گفتم برا چی؟ گفت آخه عروسیمه و کارت هم پخش کردیم و خانواده مدام زنگ می زنن و می گن چرا نمیایی؟!
بهش اجازه دادم برگرده. گفت: ازم راضی هستی؟ گفتم : آره. برو ولی مراسمت تموم شد یک هفته ای برگرد چون نیرو نیاز داریم.
خداحافظی کرد و راه افتاد.
عصر همون روز که بچه ها داشتن برا عملیات تجهیزات می گرفتن یکی رو دیدم کنار تانکر آب، داره وضو می گیره. خیلی شبیه اون جوون بود. رفتم جلوتر دیدم همونه. تعجب کردم و پرسیدم مگه نرفتی برا عروسیت؟
گفت: چرا؛ حتی تا نزدیک پلیس راه اهواز هم رسیدم ولی یه دفعه یادم اومد که برا مجلس عروسی ام کارت دعوتی هم به اباعبدالله(ع) دادم و ایشون رو هم دعوت کردم. دیشب هم خواب دیدم مراسم عروسیم تو گودال قتلگاه برپاست و امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) هم اومدن. تا یاد این خواب افتادم دیگه نتونستم برم و برگشتم.
حالا هم اگه سالم برگشتم از عملیات، میرم برا عروسیم و گرنه که دعوت شده ام.
همون شب گردانمون وارد عمل شد و به خط زد. صبحی که داشتم بین مجروحها و شهدامون می گشتم چشمم به همون جوون خورد. خوابش تعبیرش شده بود و اربابش حسین(ع) دعوتش کرده بود...


امام حسین + جبهه - قافله شهداء



[ پنج شنبه 90/9/24 ] [ 8:51 صبح ] [ دوستدار علمدار ]

نظر